زندانی

خرید بک لینک
دلم صف می کشد انگار ! میان بهت زندانی
چه تنگ است کوچه فردا برای وقت پنهانی
عجب غرقم میان درد ! نمی یابد دلم مرحم
چه سنگی شد هوای من، برای بخت ویرانی
غریبم مسجد و معبد،مرا کیش تو بس باشد
به مسلخ رفته ام هربار !برای دشت حیرانی
نمی بافد اگر زلفت به دست خود حریر جان
به این شانه که می آید ! برای مست عریانی
زمین پیوسته می گرید ، به نای نی از آن نی
چه چنگی می زند آخر ! برای تخت سلطانی
مرا آغوش تو تنگ است چرا خاموش بیدارم
چه تاریک است این کوچه برای وقت گریانی
تو گفتی اشک تو جاری به سیل غم فغانم کن
چه تنگ است کوچه رسوا !برای بهت زندانی.
/ سجادنعلبندی@۷شهریور۹۵

نفیر نیستان...

ما را در سایت نفیر نیستان دنبال می‌کنید

برچسب: زندانیان,زندانیان, اوین,زندانی به انگلیسی,زندانیان, در ایران,زندانیان, زن در ایران,زندانیان اهل سنت,زندانیان, سال 88,زندانی,زندانیان سنی مذهب, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: جمعه 12 شهريور 1395 ساعت: 6:45

صفحه بندی