نفیر نیستان

متن مرتبط با «گندمزار از سمیر زند» در سایت نفیر نیستان نوشته شده است

گندمزار

  • نیلوبلاگ

    به گندم زارموهایت نشسته شبنم این عشقxa0 سپید موی خورشیدت توای گیسو پریشانم از این آتش مرا حاصل خیال خرمنی آغوش حریمم عود شیرینت !تو ای گیسو پریشانم مرا بر گیر و هرخوشه برای آتش این عشق فشانم اشک دیرین ات!توای گیسو پریشانم سفر آخر شود فردا که بر گردی و این شیدا رسیدم شرم پیشین ات!توای گیسوپریشانم لبی بوسد لبی سوزد شمیم سرخ این شیدا به تب از آه زرین ات! تو ای گیسو پریشانم طلایی شد ز دشت دور نگاهی از مه پرنور شراب سرخ شیرینت! تو ای گیسو پریشانم به زلف شب زدی دیجور،نگاهی از ره پرنور نگاهم زلف...

    ادامه مطلب
  • زندانی

  • نیلوبلاگ

    دلم صف می کشد انگار ! میان بهت زندانی چه تنگ است کوچه فردا برای وقت پنهانی عجب غرقم میان درد ! نمی یابد دلم مرحم چه سنگی شد هوای من، برای بخت ویرانی غریبم مسجد و معبد،مرا کیش تو بس باشد به مسلخ رفته ام هربار !برای دشت حیرانی نمی بافد اگر زلفت به دست خود حریر جان به این شانه که می آید ! برای مست عریانی زمین پیوسته می گرید ، به نای نی از آن نی چه چنگی می زند آخر ! برای تخت سلطانی مرا آغوش تو تنگ است چرا خاموش بیدارم چه تاریک است این کوچه برای وقت گریانی تو گفتی اشک تو جاری به سیل غم فغانم کن چه تن...

    ادامه مطلب